این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست!
شب نیز بلافاصله از پر زدن افتاد
وقتی که سحر از سر خورشید تن افتاد
چون شاخه ی باران زده در حسرت باران
دستی به فراخوانی آب از بدن افتاد
احساس میکنم در انتخاب الگوهای رفتاری درست عمل کرده ایم یعنی نفس انتخاب الگو درست بوده است ولی متاسفانه مسائل حاشیه ای و مراسمات پیرامون آن فرصت هر گونه تفکر و تجزیه و تحلیل را از ما گرفته است بیش از آنکه به شخصیت حسین ، هدفش ، حرکتش و حسین بودنش بیاندیشیم به دستجات منظم سینه زنی و زنجیرزنی فکر می کنیم که مثل رژه ارتش های بزرگ دنیا کوچکترین حرکتی خارج از نظام آن ،از فاصله کیلومترها پیداست و خاطیان آن (پاطلایی ها) را سریعا بیرون می کشیم تا مبادا دسته ی ما و هیات ما نتواند مقام لازم را کسب کند . شکوه و عظمت امام حسین را در معرکه گیری نوحه خوانان ، سینه زنان ، قداره کشان و خیمه شب بازانی می بینیم که از امام حسین فقط تفریح این ایام را یاد گرفته اند . شاید بهترین خاطرات و تفریحات دوران نوجوانی ما به ماه محرم برمی گردد . اما آیا این مراسمات در راستای تجلیل از همان شخصیتی است که پیامبر می گوید چراغ هدایت و کشتی نجات است. خادم الحسین را به کسی لقب میدهیم که بهتر بتواند از این معرکه گیران پذیرایی کنند تا بیشتر بتوانند خودنمایی کنند. همه تصور می کنیم یزید و دار و دسته اش کمونیست بوده و وجود خدا را نفی کرده اند و به همین لحاظ کل قضیه عاشورا را زیر سوال می بریم. یادمان باشد یزید قطعا بیش از امام حسین نماز گزارده بود زیرا هدف او از نماز عوام فریبی بود و هر چه نمک این عوام فریبی بیش عوایدش بیشتر. شمر بن ذوالجوشن بیش از خواهرزاده اش عباس ابو فاضل نماز خوانده است اما این کجا و آن کجا . امام حسین فساد را در دستگاه کسی دید که از دیدگاه عوام آن زمان حق مطلق بودند.
قضیه امام حسین یعنی دیدن حقیقت و برای پاسداری از آن از جان گذشتن. کدام یک از ما حاضر است اگر دیدیم مقام مسئولی حتی در سطح یک بخش و نه بیشتر ! از حق تخطی کرد در مقابلش بایستید؟ این چه رهروی است که ما برگزیده ایم. فلسفه وجودی عباس یعنی در کنار کسی که راه حق را می پیماید ایستادن – آیا این گونه عمل می کنیم
امام حسین می گوید:خدا تنها تو، تنها تو بر من خشم مگیر که از غضب دیگران کمترین ابائی ندارم.